حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2501

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

برگردند ، اما طاعون دست از جان آنها برنميداشت و گوئى ، كه آنها را تعقيب ميكرد ، زيرا در راه ميمردند ، يا از يكديگر اين مرض را ميگرفتند . آنهائى هم ، كه قوّت نفس نشان داده بجاى خود ماندند ، چه از اين مرض و چه از فقدان آذوقه تلف شدند . بدتر از همهء اين پيش‌آمدها آنكه ، بعض فراريان خودشان را بروم رسانيده در آنجا باعث بدبختىهائى بسيار براى اهالى روم و ايطاليا و ساير جاها شدند ، زيرا بوسيله آنها اين ناخوشى بروم و تمام ايطاليا سرايت كرد و تا رودخانه رن و نزديكى اوقيانوس اطلس انتشار يافته خلق بيشمارى را بديار نيستى فرستاد ( آم‌مين‌مارسلّن ، كتاب 23 ، بند 6 ) . اوتروپيوس « 1 » گويد ( در تاريخ مختصر روم ) ، كه نصف اهالى و تمامى لشكر روم از اين بليّه هلاك گرديدند . باوجود چنين بليّه‌اى اين اوّل دفعه بود ، كه جنگ روميها با پارتيها در اينطرف فرات بنفع روم تمام شد ، زيرا تا اين زمان روميها هيچگاه نتوانسته بودند ، قسمتى از خاك دولت پارت را جزء دولت روم كنند ، حتّى در زمان تراژان ، چنان كه گذشت ، روميها نتوانستند نتايج فتوحات خود را نگاهدارند و هادريان تمامى ولايات پارت را بدولت اشكانى برگردانيد ، ولى در اين زمان در نتيجه جنگهاى كاسّيوس بين النّهرين غربى از فرات تا رود خابور از دولت اشكانى جدا شده تحت اداره روم درآمد . اين وضع از سكّه‌هائى ، كه از حرّان و ادس ( اورفا ) بدست آمده ، روشن است . بر اين سكّه‌ها از يكطرف سر امپراطور روم از زمان اورليوس و لوثيوس وروس ديده مىشود و پادشاه خسرون خود را محبّ روم ميخواند . از اخبار چنين مستفاد ميگردد ، كه در ازمنه سابق هيچگاه قشون رومى اينقدر در خاك ايران پيش نرفته بود ، كه در اين زمان رفت ، زيرا روميها به ماد هم درآمدند و ماركوس وروس بآذربايجان درآمده آن را تصرّف و نيز لقب مديكوس « 2 » را اختيار كرد ، از اين خبر معلوم مىشود ، كه در اين زمان هم

--> ( 1 ) - Eutropius , Breviarum Historiae Romanae ( 2 ) - Medicus ( يعنى فاتح ماد ) .